سبد معیشت کارگران به 90 میلیون تومان رسید؛ دستمزد 10 روز ماه را هم کفاف نمیدهد

در سایه تورم فزاینده و افزایش سرسامآور قیمتها، هزینههای زندگی برای خانوادههای کارگری به مرزهای نگرانکنندهای رسیده است. بر اساس آخرین برآوردها، یک خانواده کارگری در حال حاضر برای تامین حداقلهای معیشت خود، نیازمند درآمدی بالغ بر 90 میلیون تومان در ماه است. این رقم در حالی به دست آمده که بخش عظیمی از جامعه کارگری و مزدبگیر، حتی نیمی از این مبلغ را نیز به عنوان درآمد ماهانه دریافت نمیکنند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، دادههای تورمی منتشر شده در تیرماه، وضعیت اقتصادی کشور را در نقطه هشدار قرار داده است. قشر وسیعی از جامعه، به ویژه کارگران و بازنشستگانی که درآمدشان بر اساس حداقل دستمزد مصوب شورایعالی کار است، در تامین ابتداییترین نیازهای زندگی خود با چالشهای جدی مواجه هستند. مسکن مناسب، آموزش با کیفیت و درمان مطلوب مدتهاست که از دسترس این قشر خارج شده و اکنون حتی تامین خوراک نیز به معضلی بزرگ تبدیل شده است. هزینههای سبد خوراکی یک خانواده متوسط به مراتب از درآمد خانوادههای کارگری فراتر رفته و این نابرابری، بار سنگینی را بر دوش این قشر تحمیل میکند.
افزایش بیسابقه قیمت خوراکیها
بر اساس گزارش ایلنا، دادههای رسمی مرکز آمار ایران در تیرماه، نرخ تورم نقطهای خوراکیها را به رقم بیسابقه 128.1 درصد رسانده است. این بدان معناست که قیمت یک سبد مشخص از خوراکیها و آشامیدنیها در تیرماه امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل، 2.8 برابر شده است. در طول یک سال، قیمت حداقل 8 قلم خوراکی ضروری بیش از 100 درصد افزایش یافته است.
آنچه دیگران میخوانند
این آمارها به وضوح نشان میدهد که خوراکیها در مدت زمان کوتاهی به کالاهایی لوکس و طبقاتی تبدیل شدهاند. اقلامی نظیر گوشت، مرغ، تخم مرغ، حبوبات، برنج و حتی نان، با صعود از نردبان تورم، به دغدغهای جدی برای مزدبگیران با حقوق ثابت تبدیل شدهاند. آرزوی داشتن یک سفره گرم و پررونق که در گذشتهای نه چندان دور برای تمامی اقشار جامعه قابل دستیابی بود، امروز به رویایی دستنیافتنی برای بسیاری از خانوادهها بدل شده است.
علاوه بر تورم خوراکیها، شاخصهای تورم عمومی نیز در تیرماه صعودی بوده است. طبق اطلاعات مرکز آمار، نرخ تورم سالانه (12 ماهه منتهی به تیرماه) 66 درصد و تورم نقطه به نقطه (تیر 1405 در مقایسه با تیر 1404) در نخستین ماه تابستان 87.9 درصد ثبت شده است. در تیرماه 1405، تورم ماهانه خانوارهای کشور 3.1 درصد بوده که برای گروه «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» 2.5 درصد و برای گروه «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» 3.6 درصد گزارش شده است.
دستمزد کارگران، ناکافی برای ۱۰ روز زندگی
در چنین شرایطی، دستمزد کارگران حداقلبگیر با احتساب تمامی مزایا، حتی به 25 میلیون تومان هم نمیرسد. این دستمزد که بر اساس محاسبات شورایعالی کار در اسفندماه سال گذشته، نصف سبد معیشت همان زمان تعیین و تصویب شد، اکنون به شدت از قطار پرشتاب قیمتها عقب افتاده است.
این پرسش مطرح میشود که دستمزد کنونی کارگران، با توجه به تورم ماه به ماه و کاهش ارزش واقعی آن، چه درصدی از هزینههای زندگی را پوشش میدهد و برای چند روز از ماه کفایت میکند؟ عقبماندگی معیشتی کارگران تا چه حد تشدید شده است؟
محاسبه سبد معیشت خانوارهای کارگری
«فرامرز توفیقی»، فعال کارگری که به صورت مستقل به محاسبه سبد معیشت خانوارهای کارگری بر اساس دادههای مرکز آمار ایران و سبد غذایی انستیتو تغذیه میپردازد، صعود هزینههای زندگی را «بیسابقه» توصیف میکند. او بر اساس سبد غذایی حداقلی یک خانواده متوسط 3.3 نفره، محاسبات خود را انجام داده است:

توفیقی با اشاره به اینکه طبقه کارگر عموماً در دهکهای چهارم و پنجم درآمدی قرار دارند و سهم خوراکیها در این دهکها 38.05 درصد از کل هزینههای زندگی را تشکیل میدهد، سبد معیشت خانوارهای کارگری را حدود 90 میلیون تومان تخمین زده است. این رقم از فرمول زیر به دست آمده است:
90,581,8517 = 38.05 / 100 × 34,466,3946 ریال
بر این اساس، در انتهای تیرماه، هزینههای حداقلی زندگی کارگران به 90 میلیون تومان رسیده است. این در حالی است که سبد معیشت محاسبه شده از سوی شورایعالی کار در اسفند سال گذشته، 42 میلیون و 900 هزار تومان بود که در یک بازه زمانی چهارماهه، 211.14 درصد رشد داشته است. به عبارت دیگر، میزان افزایش هزینههای زندگی در این چهار ماه، 47 میلیون و 600 هزار تومان بوده است.
توفیقی ادامه میدهد که حقوق ماهانه یک کارگر متاهل با یک فرزند و یک سال سابقه، با فرض پرداخت تمامی مزایا، 24 میلیون و 900 هزار تومان است. در ابتدای سال، قدرت پوشش دستمزد 58.24 درصد بود که برای 17.47 روز از ماه کفایت میکرد. اما در پایان تیرماه، این قدرت پوشش به 27.58 درصد تنزل یافته است، به این معنی که دستمزد تنها 27.58 درصد از هزینههای حداقلی زندگی را پوشش میدهد و فقط برای 8.27 روز از ماه کافی است. این بدان معناست که کارگران بیش از 20 روز از ماه را بدون پشتوانه مالی سپری میکنند.
به گفته این فعال کارگری، محاسبات سبد معیشت و ارقام به دست آمده به وضوح نشان میدهد که کارگران در گرداب هزینههای نجومی زندگی به سختی دست و پا میزنند و با وجود کار تمام وقت، دستمزدی که دریافت میکنند حتی برای ده روز از ماه نیز کافی نیست. این وضعیت سوال مهمی را مطرح میکند: چه کسی مسئول این شرایط بحرانی است؟
در حال حاضر، یک خانواده کارگری برای حفظ حداقل استانداردهای زندگی خود به درآمدی معادل 90 میلیون تومان در ماه نیاز دارد، اما اکثریت قریب به اتفاق طبقه کارگر و مزدبگیر حتی نیمی از این مبلغ را نیز به دست نمیآورند. قطار تورم با سرعتی سرسامآور به پیش میتازد و زندگی مزدبگیران را دچار یک عقبگرد تاریخی کرده است. در این شرایط، کاهش یک یا دو درصدی نرخ تورم نمیتواند مشکلات حاد معیشتی حقوقبگیران را حل کند. باید از مسئولین پرسید که چرا وظایف حاکمیتی در قبال اقشار فرودست جامعه به فراموشی سپرده شده است؟



