چالش قیمت برنج در بازار ایران؛ از تفاوت ۴.۷۵ میلیون تومانی تا نقش واسطهها

بازار برنج در ایران با نوسانات و تفاوتهای قیمتی چشمگیری مواجه است که انتخاب را برای مصرفکنندگان دشوار کرده است. این تفاوتها نه تنها میان برنج ایرانی و خارجی، بلکه در انواع مختلف برنج ایرانی نیز به وضوح دیده میشود.
شکاف قیمتی عمیق در برنج ایرانی
یکی از مهمترین نکات در بازار امروز برنج، فاصله زیاد میان ارزانترین و گرانترین بستههای ۱۰ کیلویی است. به عنوان مثال، برنج تنظیم بازار درجه یک ۱۰ کیلویی با قیمت ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان عرضه میشود، در حالی که برنج طارم هاشمی ممتاز ۱۰ کیلویی تا ۶ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان قیمت دارد. این اختلاف ۴ میلیون و ۷۵۰ هزار تومانی نشان میدهد که عبارت «برنج ایرانی» به تنهایی برای مقایسه قیمت کافی نیست و خریدار باید به رقم، وزن و درجه محصول نیز توجه کند. این تفاوت قیمتی برای خانوادههایی که برنج بخش ثابتی از هزینه خوراک آنها را تشکیل میدهد، تأثیر مستقیمی بر بودجه خرید دارد.
اهمیت قیمت هر کیلوگرم در مقایسه
برای مقایسه صحیح قیمت برنج، تنها نگاه به قیمت کل بسته کافی نیست و وزن بسته اهمیت زیادی دارد. به عنوان مثال، یک بسته ۵ کیلویی صدری هاشمی ممتاز با قیمت ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان و یک بسته ۱۰ کیلویی برنج تنظیم بازار درجه یک با قیمت ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان، از نظر مبلغ کل نزدیک به هم هستند، اما مقدار برنج دریافتی در حالت دوم دو برابر است. بنابراین، برای مقایسه واقعی، قیمت هر کیلوگرم اهمیت پیدا میکند:
آنچه دیگران میخوانند
- بسته ۱۰ کیلویی تنظیم بازار: ۱۶۰ هزار تومان در هر کیلوگرم.
- بسته ۵ کیلویی صدری هاشمی ممتاز: ۲۸۰ هزار تومان در هر کیلوگرم.
- بسته ۱۰ کیلویی طارم هاشمی ممتاز: ۶۳۵ هزار تومان در هر کیلوگرم.
این تفاوتها نشان میدهد که خریدار نباید صرفاً بر اساس نام رقم برنج تصمیم بگیرد؛ بلکه وزن بسته، کیفیت اعلامشده، نوع محصول و مشخصات درجشده روی بستهبندی میتواند قیمت نهایی را تغییر دهد.
دلایل نوسانات و چالشهای بازار برنج
بررسیها نشان میدهد که التهاب قیمت برنج تنها به عامل «کمبود» محدود نمیشود. بخش قابل توجهی از این آشفتگی به ضعف در مدیریت زنجیره تأمین، کمبود سرمایه در گردش، عرضه گسترده محصول فاقد شناسنامه، خریدهای هیجانی و نظارت ناکارآمد بازمیگردد. در حال حاضر، انواع مختلف برنج ایرانی و خارجی در بازار موجود است، اما همین فراوانی نسبی این پرسش را مطرح میکند که چرا قیمتها چنین شتابی گرفتهاند.
مسیح کشاورز، دبیر انجمن تولیدکنندگان و تأمینکنندگان برنج ایران، تأکید میکند که حدود ۹۵ درصد بازار برنج ایرانی به شکل سنتی فعالیت میکند و تنها ۵ درصد آن در بخش مدرن و شناسنامهدار قرار دارد. این ساختار سنتی باعث شده که نظارت رسمی عمدتاً بر همان بخش محدود اعمال شود، در حالی که مبدأ اصلی تولید و توزیع کمتر زیر چتر نظارت قرار میگیرد. سهم بالای محصول بیشناسنامه (حدود ۹۶ درصد) یکی از مهمترین معضلات این بخش است که نظارت را دشوار کرده و زمینه را برای سوءاستفاده واسطهها فراهم میآورد.
واسطهها با خرید برنج از کشاورزان در ابتدای فصل و انبار کردن آن، در زمان افزایش التهاب بازار، از عرضه محصول خودداری کرده یا آن را با قیمتهای بالاتر روانه بازار میکنند. این وضعیت باعث میشود که مصرفکننده نهایی، هم بهای ناکارآمدی ساختار را بپردازد و هم هزینه سوداگری حلقههای غیرشفاف را متحمل شود.
قیمتگذاری و نظارت رسمی
جهاد کشاورزی گلستان در واکنش به گزارشهایی مبنی بر عدم کاهش قیمتها، اعلام کرده است که بر اساس بررسیهای کارشناسی، مشکلی در زمینه تأمین و تولید برنج در استان وجود ندارد و قیمتها در استان روند کاهشی داشته و تابع عرضه و تقاضای بازار است. این نهاد همچنین تأکید کرده که ممنوعیت واردات برنج با هدف تنظیم بازار و حمایت از مصرفکنندگان اعمال شده و قیمتگذاری برنج وارداتی نیز در حیطه وظایف سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان است.
با این حال، بررسیهای میدانی در تهران نشان میدهد که نرخ هر کیلوگرم برنج ایرانی بسته به نوع، کیفیت و برند متفاوت است و در محدوده ۳۱۵ هزار تا ۶۷۵ هزار تومان قرار دارد. برخی ارقام ممتاز مانند هاشمی و طارم اصل در حدود ۴۷۰ هزار تومان و دم سیاه در محدوده ۴۴۰ هزار تومان گزارش شدهاند، در حالی که بستههای ممتاز و کشت دوم، به دلیل کیفیت و نوع محصول، قیمت بسیار بیشتری دارند و بعضی کیسههای ۱۰ کیلویی از پنج میلیون تومان نیز عبور کردهاند.
در نهایت، فاصله مزرعه تا سفره فقط یک فاصله فیزیکی نیست، بلکه مجموعهای از هزینهها و ناکارآمدیها در این مسیر انباشته میشود که در قیمت نهایی برای مصرفکننده خود را نشان میدهد. این وضعیت، نیاز به یک رویکرد جامع برای شفافسازی بازار، تقویت نظارت و حمایت از تولیدکنندگان و مصرفکنندگان را بیش از پیش ضروری میسازد.



