تورم کالاهای اساسی در ایران؛ سفره خانوارها چگونه کوچک‌تر شد؟

افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها و فشار بر معیشت

تورم در ایران، به‌ویژه در بخش کالاهای اساسی، فشار بی‌سابقه‌ای را بر خانوارهای ایرانی وارد کرده است. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که در تیر ماه، خانوارهای ایرانی به‌طور متوسط ۸۷.۹ درصد بیشتر از سال گذشته برای خرید کالاها و خدمات یکسان هزینه کرده‌اند. این افزایش قیمت‌ها، به‌ویژه در اقلام خوراکی، منجر به کوچک‌تر شدن سفره‌ها و تغییر الگوی مصرف شده است.

گرانی مواد غذایی؛ از روغن تا گوشت

بررسی‌ها نشان می‌دهد که قیمت مواد غذایی با سرعت بسیار بالایی افزایش یافته است. برای مثال، هزینه یک وعده شام قرمه‌سبزی با برنج ایرانی ۱۳۴ درصد و یک وعده ناهار مرغ و برنج ایرانی ۷۳ درصد رشد داشته است. حتی یک وعده صبحانه نیز ۶۳ درصد گران‌تر شده است. در میان اقلام خوراکی، روغن سرخ‌کردنی و کره گیاهی با بیش از ۳۰۰ درصد افزایش قیمت، بیشترین جهش را تجربه کرده‌اند. گوشت گاو، مرغ و برنج ایرانی نیز بیش از ۱۷۰ درصد گران‌تر شده‌اند.

این افزایش قیمت‌ها باعث شده است که پروتئین از اولویت اول به یک تصمیم محتاطانه تبدیل شود. سهم ریالی گوشت از کل خرید خواروبار خانوارها ۲۰ درصد کاهش یافته و تعداد سفارش‌های حاوی پروتئین نیز ۳۴ درصد افت کرده است. مردم خرید گوشت را کنار نگذاشته‌اند، اما آن را کمتر و با فاصله بیشتری خریداری می‌کنند.

تأثیر تورم بر سبد کالاهای تندمصرف

در فاصله پاییز ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵، قیمت سبد کالاهای تندمصرف خانوار ۵۰ درصد افزایش یافت. این کالاها شامل مواد غذایی، لبنیات، نوشیدنی‌ها، شوینده‌ها و محصولات بهداشتی هستند که نیازهای روزمره و مستمر خانوار را تأمین می‌کنند. با این حال، مصرف این کالاها تقریباً بدون تغییر باقی مانده است که نشان می‌دهد خانواده‌ها با وجود گرانی، مصرف خود را کاهش نداده‌اند، اما احتمالاً به سمت کالاهای ارزان‌تر و با کیفیت پایین‌تر روی آورده‌اند.

در سه ماه نخست اجرای طرح کالابرگ و هم‌زمان با موج اول گرانی، قیمت کالاهای تندمصرف ۱۶ درصد بالا رفت و مصرف آن‌ها بیش از ۳ درصد کاهش یافت. در این میان، لبنیات بیشترین افت مصرف را تجربه کرد، در حالی که قیمت آن ۵۵ درصد افزایش یافته بود. مرغ و تخم‌مرغ نیز جهش ۱۳۰ درصدی داشتند. این وضعیت نشان می‌دهد که خانواده‌ها مجبورند بین تأمین پروتئین اصلی و مصرف لبنیات انتخاب کنند و اغلب کالاهایی را حذف می‌کنند که می‌توانند کمتر مصرف شوند.

شکاف تورمی و تغییر کیفیت زندگی

تورم در ایران تنها یک عدد کلی نیست، بلکه برای خانوارها بسته به نوع کالاهایی که ناچار به خرید آن‌ها هستند، شدت متفاوتی دارد. قیمت روغن‌ها و چربی‌ها در یک دوره زمانی به ۱۹.۸ برابر، انواع گوشت ۱۱.۶ برابر و شیر، پنیر و تخم‌مرغ ۱۰.۶ برابر شده است. این ارقام به‌مراتب بالاتر از رشد ۷ برابری سطح عمومی قیمت‌ها و حتی رشد ۶.۳ برابری حداقل دستمزد است.

این تفاوت برای دهک‌های پایین درآمدی اهمیت بیشتری دارد، زیرا بخش عمده درآمد خود را صرف خوراک، مسکن و سایر نیازهای ضروری می‌کنند. وقتی قیمت نان، روغن، گوشت، شیر یا تخم‌مرغ افزایش می‌یابد، کاهش مصرف تنها راه باقی‌مانده نیست و در بسیاری موارد مستقیماً به افت کیفیت تغذیه منجر می‌شود. در چنین شرایطی، کاهش قدرت خرید تنها به معنای خرید کالاهای کمتر نیست، بلکه به معنای تغییر کیفیت کالاهایی است که خریداری می‌شوند. سهم گوشت، لبنیات، روغن، میوه و سایر اقلام گران‌تر کاهش پیدا می‌کند و کالاهای ارزان‌تر جای آن‌ها را می‌گیرند.

کالابرگ و چالش‌های قدرت خرید

طرح کالابرگ با هدف انتقال قدرت خرید مستقیم به خانوارها اجرا شد، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که اعتبار کالابرگ نتوانسته هم‌پای افزایش قیمت‌ها حرکت کند. در حالی که اعتبار کالابرگ قرار است حدود ۲۳ تا ۲۵ درصد افزایش یابد، قیمت بسیاری از اقلام اساسی با سرعتی به‌مراتب بیشتر رشد کرده است. هزینه تهیه همان سبد ۱۱ قلمی که سال گذشته با حدود یک میلیون تومان امکان‌پذیر بود، در مرداد ۱۴۰۵ به حدود ۱.۶ تا ۱.۷ میلیون تومان رسیده است. این فاصله قابل توجه میان حمایت دولت و هزینه واقعی سبد معیشت خانوار، نشان می‌دهد که قدرت خرید کالابرگ همچنان از تورم کالاهای اساسی عقب است.

تأثیر افت ارزش ریال بر کالاهای اساسی

افت شدید ارزش ریال در بازار آزاد ایران، خود را نه فقط در قیمت ارز، بلکه در هزینه کالاهایی نشان می‌دهد که خانوارها امکان حذف آن‌ها را ندارند. در تازه‌ترین رصد قیمت‌ها در تهران، قیمت انسولین ۶۴۲ درصد، پاراستامول ۹۳ درصد و شیرخشک ۹۵ درصد افزایش یافته است. این ارقام نشان می‌دهد که گرانی کالاهای اساسی در بخش‌هایی مانند سلامت و تغذیه می‌تواند با سرعتی بسیار بیشتر از افزایش درآمد خانوار حرکت کند.

گرانی کالاهای اساسی در این بخش می‌تواند هم‌زمان دو مسیر متفاوت افزایش هزینه تولید و واردات از یک سو و کاهش قدرت خرید مصرف‌کننده از سوی دیگر داشته باشد. هنگامی که این دو روند هم‌زمان رخ دهند، خانوار برای حفظ مصرف یک کالای اساسی ناچار است سهم بیشتری از درآمد خود را به آن اختصاص دهد. این وضعیت، سهم هزینه‌های غیرقابل‌حذف را در بودجه خانوار افزایش می‌دهد و فشار بیشتری نسبت به افزایش قیمت کالاهای مصرفی قابل‌حذف ایجاد می‌کند.

در نهایت، برای سنجش اثر افت ریال، نگاه کردن به یک شاخص عمومی تورم کافی نیست. گرانی کالاهای اساسی در واقعیت اقتصادی خانوار از مجموعه‌ای از قیمت‌ها تشکیل می‌شود که وزن و قابلیت جایگزینی آن‌ها یکسان نیست. ترکیب مصرف خانوار تعیین می‌کند که افت ارزش ریال چه میزان از درآمد ماهانه را تحت فشار قرار دهد و خانوارهایی که بخش بزرگی از هزینه خود را صرف دارو، مواد غذایی و کالاهای اساسی می‌کنند، ممکن است اثر افزایش قیمت‌ها را بسیار شدیدتر از خانوارهایی احساس کنند که امکان کاهش یا جایگزینی بخشی از مصرف خود را دارند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا