شکاف عمیق بین مستمری و هزینههای زندگی: بازنشستگان زیر خط فقر

شکاف میلیونی مستمری و هزینههای زندگی: بازنشستگان زیر خط فقر
در حالی که تورم نقطهای به ارقام بیسابقهای رسیده، معیشت بازنشستگان و حداقلبگیران تحت فشار شدید قرار گرفته است. این قشر جامعه، که غالباً درآمد ثابتی دارند و امکان افزایش آن از طریق اشتغال دوم یا اضافهکاری برایشان میسر نیست، بیش از سایر گروهها از گرانیها آسیب میبینند.
به گزارش تجارتنیوز، بر اساس جدیدترین آمار بانک مرکزی، نرخ تورم نقطهبهنقطه به ۸۳.۹ درصد و تورم متوسط سالانه به ۶۱.۴ درصد بالغ شده است. این ارقام نشاندهنده تداوم فشارهای تورمی بر خانوارهای ایرانی است که در این میان، بازنشستگان بیشترین آسیب را متحمل میشوند.
با وجود کاهش سرعت افزایش قیمتها در ماههای اخیر، سطح عمومی قیمتها همچنان در حال صعود است. این روند صعودی، شکاف میان مستمری بازنشستگان و هزینههای واقعی زندگی را روز به روز عمیقتر کرده و زندگی را برای این گروه دشوارتر ساخته است.
آنچه دیگران میخوانند
مستمری ناچیز در برابر سبد معیشت گران
برآوردهای کارشناسان اقتصادی و تشکلهای کارگری نشان میدهد که هزینه یک سبد معیشت خانوار شهری اکنون به بیش از ۸۰ میلیون تومان در ماه رسیده است. این در حالی است که بسیاری از بازنشستگان حداقلبگیر، دریافتی ماهانهای در حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان دارند و حتی حقوق بخش قابل توجهی از آنان کمتر از این میزان است.
این اختلاف فاحش به این معناست که یک بازنشسته حداقلبگیر تنها میتواند حدود یکچهارم تا یکسوم هزینههای واقعی زندگی خانوار خود را پوشش دهد. در نتیجه، این افراد مجبور به حذف بسیاری از نیازهای اساسی از سبد مصرفی خود میشوند.
افزایش حقوق، بیاثر در برابر تورم لجامگسیخته
دولت در سالهای اخیر تلاش کرده با افزایش سالانه مستمریها، بخشی از آثار تورم را جبران کند. اما رشد بیوقفه قیمتها باعث شده که این افزایشها تنها برای مدت کوتاهی اثرگذار باشند و به سرعت قدرت خرید خود را از دست بدهند.
اقتصاددانان هشدار میدهند که در شرایطی که تورم ماهانه در سطوح بالای ۳ تا ۴ درصد باقی میماند، حتی افزایشهای قابل توجه حقوق نیز در کوتاهمدت بیاثر خواهند شد. این وضعیت نشاندهنده ناتوانی افزایش حقوق در همگام شدن با سرعت فزاینده گرانیهاست.
فرزاد شیرافکن، کارشناس اقتصاد خانواده، در این خصوص تاکید میکند: «بازنشستگان برخلاف بسیاری از شاغلان، امکان افزایش درآمد ندارند. در نتیجه هر درصد افزایش قیمت مستقیماً به کاهش قدرت خرید آنان تبدیل میشود. اگر تورم سالانه بالای ۶۰ درصد باشد اما حقوق ۳۰ یا حتی ۴۰ درصد افزایش پیدا کند، نتیجه آن کاهش واقعی درآمد خانوار است.»
پیامدهای حذف نیازهای اساسی
در چنین شرایطی، نخستین هزینههایی که از سبد خانوار حذف میشوند، شامل هزینههای فرهنگی، تفریحی و حتی تغذیه سالم است. پس از آن نیز مراجعه به پزشک و انجام آزمایشها به تعویق میافتد که در بلندمدت سلامت سالمندان را با تهدید جدی روبرو میکند.

شیرافکن با اشاره به وضعیت اسفبار بازنشستگان میگوید: «واقعیت این است که بخش قابل توجهی از بازنشستگان امروز زیر خط فقر قرار گرفتهاند. هزینه اجاره مسکن، درمان، مواد غذایی و خدمات عمومی به اندازهای افزایش یافته که بسیاری از خانوادههای بازنشسته ناچار شدهاند از پساندازهای اندک خود استفاده کنند یا برای تأمین هزینههای روزمره از فرزندانشان کمک بگیرند.»
تهدید سلامت سالمندان
یکی از مهمترین چالشها برای بازنشستگان، افزایش سرسامآور هزینههای درمان است. سالمندان به دلیل ابتلا به بیماریهای مزمن، بیش از سایر گروههای سنی به خدمات پزشکی، دارو و آزمایش نیاز دارند. افزایش قیمت دارو، محدودیت پوششهای بیمهای و رشد تعرفههای درمان، بسیاری از بازنشستگان را مجبور به تعویق درمان یا صرفنظر از مصرف برخی داروها کرده است.
به گفته شیرافکن، حذف درمان از سبد هزینه خانوار، اگرچه در کوتاهمدت موجب کاهش هزینه میشود، اما در بلندمدت هزینههای بسیار سنگینتری را به افراد و نظام سلامت تحمیل خواهد کرد.
سوءتغذیه و کاهش کیفیت زندگی
بررسی الگوی مصرف خانوار نشان میدهد که با افزایش قیمت مواد غذایی، مصرف گوشت قرمز، لبنیات، میوه و سایر منابع پروتئینی به شدت کاهش یافته است. این موضوع برای سالمندان اهمیت دوچندانی دارد، زیرا سوءتغذیه میتواند احتمال ابتلا به بیماریهای مزمن، پوکی استخوان و ضعف سیستم ایمنی را به طرز چشمگیری افزایش دهد.
شیرافکن تاکید میکند: «حذف مواد غذایی باکیفیت از سفره سالمندان، پیامدهایی فراتر از یک مشکل اقتصادی خواهد داشت و به طور مستقیم بر سلامت و کیفیت زندگی این قشر تاثیر میگذارد.»
با توجه به این شرایط، ترمیم مستمریها باید متناسب با نرخ واقعی تورم و هزینه سبد معیشت انجام شود و پرداختهای حمایتی هدفمند برای بازنشستگان کمدرآمد در نظر گرفته شود تا کرامت و شأن این قشر زحمتکش حفظ گردد.



