افزایش ۱۲۹ درصدی هزینه سبد خوراک خانوار: چالش تغذیه و رفاه در ایران

تأمین تغذیه سالم، اساسیترین نیاز هر فرد و خانواده است که با سلامت جسمی و روانی جامعه گره خورده است. با این حال، در سالهای اخیر، تورم افسارگسیخته در بخش خوراکیها، دسترسی به یک سبد غذایی استاندارد را برای بسیاری از خانوارهای ایرانی به چالشی جدی تبدیل کرده است.
رشد بیسابقه هزینههای خوراک
بر اساس گزارشها، هزینه تأمین حداقل خوراک برای هر فرد در تیرماه سال جاری به بیش از ۸ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان رسیده است. این رقم نشاندهنده رشد ۴.۶۲ درصدی نسبت به خردادماه و افزایش خیرهکننده ۱۲۹ درصدی در مقایسه با تیرماه سال گذشته است. این در حالی است که تورم عمومی اعلامشده توسط مرکز آمار ایران در همین دوره، کمتر از این میزان بوده است؛ به این معنا که فشار تورمی بر سبد خوراکیها، بهویژه برای اقشار کمدرآمد، بسیار شدیدتر از میانگین تورم عمومی است.
سبد غذایی حداقلی و شکاف با درآمد
شورای عالی کار، حداقل دستمزد ماهانه سال ۱۴۰۵ را حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین کرده، در حالی که هزینه سبد معیشت خانوار کارگری را ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان به رسمیت شناخته است. با توجه به اینکه هزینه ماهانه خوراک برای یک خانواده چهارنفره میتواند به حدود ۴۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان برسد، تأمین همین سبد حداقلی نیز از مجموع دستمزد یک حداقلبگیر فراتر میرود. این شکاف عمیق میان درآمد و هزینههای ضروری، نشاندهنده بحران معیشتی است که بسیاری از خانوادهها با آن دستوپنجه نرم میکنند.
آنچه دیگران میخوانند
کوچکتر شدن سفره و تغییر کیفیت تغذیه
بررسیها نشان میدهد که قدرت خرید غذایی ایرانیان طی بیش از یک دهه گذشته به شکل محسوسی کاهش یافته است. هزینه سرانه واقعی خوراک خانوار در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۰ حدود ۴۳ درصد افت کرده است. این کاهش، بهویژه در دهکهای پایین درآمدی، شدیدتر بوده و دهک اول (کمدرآمدترین خانوارها) کاهش ۵۴ درصدی را تجربه کردهاند.
این وضعیت تنها به معنای کاهش مقدار غذا نیست، بلکه کیفیت سفره ایرانیان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بسیاری از خانوارها برای مدیریت هزینهها، مجبور به جایگزینی مواد غذایی گرانتر با اقلام ارزانتر شدهاند؛ به عنوان مثال، سهم نان و کربوهیدراتها در سبد غذایی افزایش یافته است. این تغییر در الگوی مصرف، میتواند پیامدهای بلندمدتی بر سلامت جسمی و ذهنی جامعه، بهویژه کودکان و نوجوانان، داشته باشد و در نهایت بهرهوری نیروی کار و رشد اقتصادی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
عوامل مؤثر بر کاهش قدرت خرید
دو عامل اصلی در کوچک شدن سفره خانوارها نقش داشتهاند:
- افت درآمد سرانه: تحریمها و کاهش درآمدهای نفتی، به افت درآمد سرانه در اقتصاد ایران منجر شده است. به عنوان مثال، درآمد سرانه در سال ۱۳۹۱ حدود ۱۵ درصد کاهش یافت.
- تورم فزاینده خوراکیها: قیمت مواد غذایی با سرعتی بسیار بیشتر از تورم عمومی افزایش یافته است. در سال ۱۴۰۱، در حالی که تورم سالانه ۴۵.۷ درصد بود، تورم خوراکیها از ۷۱ درصد عبور کرد. این امر خانوارها را مجبور به کاهش یا تغییر ترکیب سبد غذایی خود برای حفظ سایر هزینههای ضروری کرده است.
ضرورت سیاستگذاری بنیادی
با توجه به این شرایط، اتخاذ سیاستهای مقطعی و موقتی مانند کالابرگ الکترونیکی، نمیتواند راهحل پایداری برای بحران تورم افسارگسیخته در اقتصاد ایران باشد. سیاستگذاران نیازمند اتخاذ رویکردهای اساسی و بنیادی برای کنترل تورم، افزایش قدرت خرید خانوارها و تضمین دسترسی به تغذیه سالم برای همه اقشار جامعه هستند. تداوم وضعیت فعلی، نه تنها رفاه اجتماعی را کاهش میدهد، بلکه میتواند آثار مخربی بر سلامت عمومی و آینده اقتصادی کشور داشته باشد.



