فریادهای زن جوان: شوهرم دوستم را به دستدرازی به من وادار میکرد!

درد و رنج یک زن جوان که قربانی رفتارهای غیرانسانی همسرش شده بود، با مراجعه به کلانتری میرزاکوچک خان آشکار شد. این زن با چشمانی گریان و صدایی لرزان، از سالها آزار و اذیت و تحقیر توسط همسرش سخن گفت و درخواست کمک کرد.
روزنامه خراسان به نقل از این زن جوان روایت میکند که او در خانوادهای فقیر و بیتوجه به نیازهای عاطفی بزرگ شده بود. پدرش کارگر سادهای بود که به سختی میتوانست هزینههای زندگی را تأمین کند و هیچکدام از فرزندانش، حتی تا مقطع دیپلم نیز نتوانستند تحصیل کنند.
این زن که با وجود تمام مشکلات، توانسته بود وارد دانشگاه شود، در محیط کار با دختری به نام سالومه آشنا میشود. سالومه که از خانوادهای متمول بود، وضعیت مالی نامناسب این زن را درک کرده و او را برای کار در شرکت برادرش، «انوش»، معرفی میکند.
آنچه دیگران میخوانند
-
فال ابجد امروز یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ | امروز کدام ماه تولد شانس بیشتری دارد
-
-
ببینید رقص و آواز ژاله صامتی و دختر جوان اش/ ۲نفره سالن تئاتر رو سروشون گذاشتن
-
فال حافظ امروز یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ | حافظ امروز چه رازی برای متولدین ۱۲ ماه سال فاش میکند؟
-
خبر مهم برای بازنشستگان | جزئیات وام ۱۰۰ و ۲۰۰ میلیون تومانی اعلام شد
پس از مدتی، سالومه این زن را برای برادرش خواستگاری میکند. انوش که از وضعیت مالی پدر زن آیندهاش باخبر بود، خانهای در بهترین نقطه شهر اجاره کرده و تمام لوازم مورد نیاز زندگی را تهیه میکند تا عروس مجبور به آوردن جهیزیه نشود. این ازدواج برای زن جوان، که از فقر و نداری به ستوه آمده بود، همچون رؤیایی شیرین به نظر میرسید.
یک سال پس از آغاز زندگی مشترک، با تولد فرزندشان «آراد»، زن جوان تصور میکرد که خوشبختیاش کامل شده است. اما این شادی دیری نپایید و زندگی عاشقانه آنها به سرعت رنگ باخت. انوش، به تدریج، توجه و محبت خود را از همسرش دریغ کرد و روابط آنها به سردی گرایید.
با گذشت تنها یک ماه از تولد فرزندشان، انوش کاملاً بیتفاوت شده بود. این بیتفاوتی، زن جوان را به زنی افسرده و غمگین تبدیل کرد. او ساعتها گریه میکرد و یا با فرزندش سرگرم میشد تا غصههایش را فراموش کند. زمانی که مشکل خود را با خانوادهاش در میان گذاشت، نه تنها حمایتی دریافت نکرد، بلکه آنها داراییهای انوش را به رخش کشیدند و او را تحقیر کردند.
همین بیحمایتی خانواده، انوش را جسورتر کرد. او رفتارهای غیرمعمول و غیرانسانی خود را شدت بخشید. درها را قفل میکرد تا همسرش نتواند از خانه خارج شود و شبها دوستان خود را به همراه همسرانشان به خانه دعوت میکرد. این مهمانیها با فسق و فجور همراه بود و زن جوان مجبور به تحمل صحنههای شرمآور میشد.
* **تجاوز به حریم خصوصی:** انوش نه تنها در خانه را به روی همسرش قفل میکرد، بلکه او را از هرگونه ارتباط با دنیای بیرون محروم میساخت.
* **مهمانیهای بیبندوبار:** شبها، دوستان انوش به همراه همسرانشان به خانه میآمدند و تا پاسی از شب به فسق و فجور میپرداختند.
* **تحقیر و آزار روحی:** این مهمانیها با پوششهای زننده و خندههای مستانه، زن جوان را به شدت آزار میداد و او را در وضعیت روحی نامناسبی قرار میداد.
این رفتارهای زننده به جایی رسید که انوش از همسرش خواست تا با مردان غریبه رفتارهای شرمآور انجام دهد. زن جوان با چشمان گریان مجبور به اطاعت از این دستورات میشد، در حالی که همسرش به او میخندید. دیگر طاقت او به سر آمده بود و نمیتوانست این صحنههای شرمآور و درخواستهای گستاخانه همسرش را تحمل کند. به همین دلیل، اختلافات آنها به اوج رسید و زن جوان برای یافتن راه چاره به کلانتری مراجعه کرد.
سرهنگ باقی زاده، رئیس کلانتری میرزاکوچک خان، پس از شنیدن اظهارات این زن، دستور داد تا این زوج جوان پس از انجام مشاورههای مقدماتی در کلانتری، به مرکز مشاوره پلیس معرفی شوند تا شاید راه حلی برای این زندگی پر از رنج و ستم پیدا شود.