مسقط در تیررس واشنگتن؛ جنگ سرنوشت تنگه هرمز / ایزدی: ترامپ با تهدید میکوشد دل عمان را برای مدیریت پرونده هرمز به دست آورد

خبرآنلاین – محمد عارف معزی: تهدید اخیر دونالد ترامپ مبنی بر اقدام نظامی علیه عمان در صورت همراهی نکردن با خواستههای آمریکا در تنگه هرمز، بیش از آنکه نشانه یک تقابل مستقیم میان واشنگتن و مسقط باشد، بازتابی از اهمیت روزافزون تنگه هرمز در معادلات پساجنگ ایران است. از نگاه برخی تحلیلگران، عمان در جریان جنگ اخیر همراهی کاملی با سیاستهای آمریکا نداشت، اما این مسئله تا زمانی که موضوع تنگه هرمز به اولویت اصلی واشنگتن تبدیل نشده بود، حساسیت چندانی ایجاد نمیکرد.
اکنون آمریکا تلاش دارد با مدیریت شرایط تنگه هرمز، هم جریان تجارت انرژی را تثبیت کند و هم از افزایش قیمت نفت جلوگیری نماید. در چنین فضایی، رایزنیهای تهران و مسقط درباره سازوکارهای احتمالی مدیریت تنگه، با اهداف واشنگتن در تعارض قرار گرفته و موجب افزایش فشارهای سیاسی آمریکا بر عمان شده است. با این حال، بسیاری از ناظران معتقدند این تهدیدها بیش از آنکه جنبه عملیاتی داشته باشد، ابزاری برای اعمال فشار سیاسی است.
با وجود این تنشها، نمیتوان از بحران جدی در روابط آمریکا و عمان سخن گفت. مسقط طی دهههای گذشته روابط متوازن و نسبتاً باثباتی با واشنگتن داشته و همزمان کوشیده استقلال عمل خود را حفظ کند. عمان بهطور سنتی سیاستی مبتنی بر موازنه و بیطرفی را دنبال کرده و حتی در بحرانهایی مانند جنگ ایران و عراق نیز از ورود به صفبندیهای تند منطقهای پرهیز کرده است.
روابط مسقط و واشنگتن نیز پیشینهای طولانی دارد. عمان از نخستین کشورهای جنوب خلیج فارس بود که ساختار سیاسی مستقلی پیدا کرد و ابتدا روابط نزدیکی با بریتانیا داشت. بعدها همکاریهای سیاسی و امنیتی با آمریکا گسترش یافت، هرچند عمان هیچگاه به یکی از شرکای اصلی نظامی واشنگتن در منطقه تبدیل نشد. همین ویژگی باعث شده است که مسقط امروز نیز نقش بازیگری میانهرو و واسطهگر را در تحولات منطقه حفظ کند؛ نقشی که همچنان برای آمریکا، ایران و کشورهای منطقه اهمیت ویژهای دارد.
در همین راستا خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگو با نعمت الله ایزدی، سفیر پیشین ایران در عمان، به بررسی جزئیات این اتفاقات پرداخته است.
مشروح گفتگوی تفصیلی خبرآنلاین با نعمت الله ایزدی به شرح زیر است؛
ترامپ فعلاً فقط یک هدف دارد؛ باز شدن تنگه هرمز
*** از نظر شما دلیل تهدید اخیر ترامپ مبنی بر اقدام نظامی علیه عمان در صورت عدم رعایت خواستههای آمریکا در تنگه هرمز چه بوده است؟
دلیل اصلی این تهدید آن است که مهمترین مسئله ترامپ در شرایط فعلی باز کردن تنگه هرمز، کاهش قیمت نفت و نمایش یک موفقیت سیاسی استببینید، عمان در این جنگ آنگونه که آمریکا انتظار داشت، با واشنگتن همراهی نکرد؛ اما تا اینجا این مسئله چندان برای آمریکا اهمیت نداشت؛ چرا که سایر کشورهای منطقه همراهیهایی انجام داده بودند و عمان نیز از آن ظرفیت و وزن راهبردی برخوردار نبود که آمریکاییها بخواهند حساسیت ویژهای نسبت به آن نشان دهند یا اعتراضی جدی داشته باشند.
اما اکنون موضوع تنگه هرمز مطرح است و اولویت اصلی ترامپ نیز باز نگه داشتن این تنگه است. از سوی دیگر، عمان یکی از طرفهای اصلی این معادله محسوب میشود و ایران نیز در حال رایزنی و مشورت با عمان است و دو طرف تلاش دارند سازوکارهایی را تعریف کنند. این وضعیت با خواسته ترامپ که میخواهد هرچه سریعتر تنگه باز شود، قیمت نفت کاهش یابد و بتواند این مسئله را بهعنوان یک دستاورد معرفی کند، در تعارض قرار دارد.
به همین دلیل آمریکاییها واکنش نشان دادهاند. البته از دید من این واکنش را نمیتوان یک واکنش عملیاتی تلقی کرد؛ بلکه بیشتر جنبه تهدید دارد، مشابه بسیاری از مواضعی که ترامپ مطرح میکند. همچنین بعید میدانم عمانیها در این زمینه حساسیت ویژهای نشان دهند؛ زیرا ترجیح آنان این است که در شرایط کنونی بتوانند با همکاری ایران سازوکاری برای مدیریت تنگه هرمز ایجاد کنند. در مجموع، دلیل اصلی این تهدید آن است که مهمترین مسئله ترامپ در شرایط فعلی باز کردن تنگه هرمز، کاهش قیمت نفت و نمایش یک موفقیت سیاسی است.
روابط مسقط و واشنگتن آسیب دیده، اما وارد بحران نشده است
*** آیا میتوان گفت روابط آمریکا و عمان پس از جنگ با ایران دچار مشکل شده است؟
در همین حدی که عرض کردم میتوان گفت روابط دو طرف تا اندازهای تحت تأثیر قرار گرفته است، اما نه در سطحی جدی. عمانیها روابط خوبی با آمریکا دارند، اما بهطور سنتی همواره تلاش کردهاند میان روابط خود با آمریکا و انگلیس نوعی توازن برقرار کنند.
با توجه به اینکه انگلیس در برخی موارد همراهی کامل با آمریکا نداشته است، این موضوع میتواند تا حدودی موجب نارضایتی واشنگتن شود. بنابراین میتوان گفت روابط دو کشور تا اندازهای تحت تأثیر تحولات اخیر قرار گرفته، اما این تأثیر در حدی نیست که از بروز یک بحران در روابط مسقط و واشنگتن سخن گفته شود.
روابط عمان و آمریکا قدیمی و باثبات است، اما ظرفیت نامحدود ندارد
*** سابقه تاریخی روابط مسقط و واشنگتن چگونه بوده است؟
عمان از جمله کشورهای منطقه است که زودتر از بسیاری از کشورهای جنوب خلیج فارس استقلال یافته است. این کشور، یک ملت ریشهدار در تاریخ است و مانند برخی کشورهای جنوب خلیج فارس تازه تاسیس نیست. این کشور در ابتدا روابط سنتی و عمیقی با انگلیس داشت؛ زیرا در دورهای تحت نفوذ و مدیریت بریتانیا قرار داشت و بعدها روابط خود را با آمریکا توسعه داد. عمان نخستین کشوری در شبه جزیره عرب بود که در قرن نوزدهم رابطه رسمی دیپلماتیک با ایالات متحده آمریکا برقرار کرد و در این زمینه نسبت به همه همسایگان عربش پیشتاز بود.
در مجموع، عمان و آمریکا روابطی پیشرفته و نسبتاً باثبات دارند. البته عمان از آن ظرفیتهایی برخوردار نیست که آمریکا بتواند به شکل گسترده روی آن حساب کند؛ نه از منظر فروش تسلیحات و تجهیزات نظامی و نه از حیث همکاریهای راهبردی گسترده؛ زیرا بخش مهمی از ساختار نظامی عمان همچنان ریشه انگلیسی دارد و نیروهای هوایی و دریایی این کشور همکاری نزدیکی با بریتانیا دارند.
با این حال، روابط عمان و آمریکا روابطی خوب، پیشرفته و مبتنی بر ارتباطات سیاسی و دیپلماتیک مستمر بوده است و به نظر من این روند در آینده نیز ادامه خواهد یافت.
ترامپ میکوشد دل عمان را برای مدیریت پرونده هرمز به دست آورد
*** واشنگتن چه انتظاری از مسقط دارد؟
یکی از مطالبههای اصلی آمریکا به موضوع تنگه هرمز بازمیگردد. آمریکا تلاش دارد با کمک و همراهی عمان، سازوکاری را برای مدیریت وضعیت تنگه هرمز جا بیندازد.
البته باید توجه داشت که عمانیها در طول دهههای گذشته، تقریباً در همه تحولات مهم منطقهای، از جمله جنگ ایران و عراق و سایر بحرانهای منطقه، همواره تلاش کردهاند مشی محافظهکارانه و بیطرفانهای را در پیش بگیرند. حتی در دوران جنگ ایران و عراق، در حالی که تقریباً همه کشورهای حاشیه خلیج فارس از عراق حمایت میکردند، عمان سیاست بیطرفی را برگزید.
واشنگتن برای آینده تنگه هرمز به همکاری مسقط نیاز دارد
فاصله عمان با دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در قبال ایران، از زمان جنگ ایران و عراق و حتی از زمان شکلگیری شورای همکاری خلیج فارس وجود داشته و مسقط تلاش کرده آن را حفظ کند؛ نه آن را افزایش داده و نه کاهشبه همین دلیل آمریکاییها امروز ترجیح میدهند با توجه به جایگاه عمان در تنگه هرمز و مشارکتی که در مدیریت این آبراه دارد، تا حدی رضایت مسقط را جلب کنند. احتمالاً هدف آنها این است که بتوانند با کمک عمان برخی پیامدهای احتمالی را مدیریت یا تلطیف کنند؛ چه در موضوع کنترل تنگه و چه در زمینههایی مانند دریافت هزینههای خدماتی و سایر ترتیبات مرتبط با عبور و مرور دریایی.
از نگاه آمریکا، این مسائل اهمیت زیادی دارد؛ زیرا پیش از آغاز جنگ، تنگه هرمز بدون مشکل خاصی فعال بود و رفتوآمد کشتیها بهصورت عادی انجام میشد، اما اکنون شرایط تغییر کرده و موضوعاتی به آن افزوده شده که از دید واشنگتن چندان مطلوب نیست.
مسقط نه به تهران نزدیکتر شده و نه به شورای همکاری خلیج فارس
*** آیا میتوان گفت عمان در حال فاصله گرفتن از مواضع شورای همکاری خلیج فارس است؟
خیر، به نظر من عمان همان فاصلهای را که در گذشته داشته حفظ کرده است. این فاصله در قبال ایران، از زمان جنگ ایران و عراق و حتی از زمان شکلگیری شورای همکاری خلیج فارس وجود داشته و مسقط تلاش کرده آن را حفظ کند؛ نه آن را افزایش داده و نه کاهش.
البته زمانی که اعضای شورای همکاری بر سر مواضع کلی و عمومی به اجماع میرسند، عمان نیز معمولاً با آنها همراهی میکند و مخالفتی نشان نمیدهد. اما در موارد حساستر و حادتر، مانند حمایت از قطعنامههای خاص یا ورود به اقدامات تنشزا، معمولاً از مشارکت مستقیم پرهیز میکند.
به نظر من این همان رویکردی است که عمان همچنان دنبال میکند؛ یعنی حفظ تعادل و اجتناب از قرار گرفتن در صفبندیهای تند منطقهای.

پاکستان به دلیل توان ارتباطی گستردهتر جای عمان را گرفت/ واشنگتن به دنبال میانجیای با وزن سیاسی بیشتر رفت
*** آیا کنار گذاشته شدن عمان از روند میانجیگری ایران و آمریکا به معنای بیاعتمادی واشنگتن به مسقط است؟
خیر، من چنین برداشتی ندارم. به نظر میرسد مسئله بیشتر به محدودیت ظرفیتهای عمان بازمیگردد تا موضوع بیاعتمادی. در واقع عمان همچنان از نگاه آمریکا کشوری قابل اعتماد محسوب میشود، اما ظرفیتهای سیاسی و منطقهای آن محدود است. علاوه بر این، روابط عمان با برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز چندان بدون چالش نیست؛ با امارات اختلافاتی دارد و با عربستان نیز در برخی حوزهها اختلافنظرهایی مشاهده میشود.
به همین دلیل شاید واشنگتن ترجیح داده باشد به سراغ کشوری برود که وزن و نفوذ بیشتری در معادلات منطقهای دارد. از این منظر، پاکستان گزینه مناسبتری تلقی شده است. حتی قطر نیز با وجود علاقهای که به ایفای این نقش داشت، آنگونه که انتظار میرفت وارد این روند نشد.
بنابراین کنار رفتن عمان را نباید نشانه بیاعتمادی دانست؛ بلکه بیشتر ناشی از این ارزیابی است که شاید مسقط توانایی لازم برای ایجاد ارتباطات گستردهتر و فراهم کردن برخی تسهیلات مورد نیاز این روند را نداشته باشد. عمان در گذشته نشان داده بود که میتواند نقش انتقالدهنده پیام را ایفا کند، اما به نظر میرسد در شرایط کنونی بازیگران دیگری برای نقشآفرینی فعالتر ترجیح داده شدهاند.
وزیر خارجه عمان تا آخرین لحظه برای جلوگیری از جنگ تلاش کرد/ مسقط حامی پایان جنگ بود، نه طرف هیچیک از طرفین
*** پیش از آغاز جنگ و در جریان مذاکرات ایران و آمریکا، وزیر خارجه عمان تا آستانه انتقاد از تیم مذاکرهکننده آمریکایی نیز پیش رفت و همزمان، در شرایطی که آمریکا در آستانه تصمیمگیری برای جنگ قرار داشت، تأکید کرد که مذاکرات پیشرفت زیادی داشته و ثمربخش بوده است. آیا میتوان گفت مسقط در این مذاکرات و جنگ از مواضع تهران حمایت کرده است؟
ذهنیتی که ایجاد میشود آن است که وقتی عمان برای پایان جنگ تلاش میکند و حتی در آستانه وقوع جنگ، وزیر خارجه این کشور برای جلوگیری از تشدید بحران به واشنگتن سفر میکند، بهنوعی در مسیر خواستههای ایران برای جلوگیری از جنگ حرکت کرده استمیتوان گفت که عمان بیش از هر چیز تلاش داشت منطقه را از وقوع جنگ نجات دهد. اگر این مسئله بهنوعی کمک به ایران تلقی شود، میتوان از این زاویه گفت که رفتار عمان در عمل به سود ایران نیز بوده است؛ زیرا در آن مقطع، حملات گستردهای در جریان بود، برخی مواضع ایران هدف قرار میگرفت، غیرنظامیان کشته میشدند و مقامات ایرانی نیز هدف ترور قرار میگرفتند. طبیعی است که چنین شرایطی مورد پذیرش عمان نبود.
از این منظر میتوان گفت عمان تا حدی در جایگاه حامی ایران تلقی میشد، اما نه به این معنا که بهعنوان یک دولت تصمیم گرفته باشد از مواضع ایران حمایت کند. عمان همواره تلاش کرده است چنین برداشتی شکل نگیرد؛ زیرا این مسئله میتواند به نقش میانجیگرانه این کشور آسیب وارد کند و اعتبار آن را در این جایگاه خدشهدار سازد.
با این حال، ذهنیتی که ایجاد میشود آن است که وقتی عمان برای پایان جنگ تلاش میکند و حتی در آستانه وقوع جنگ، وزیر خارجه این کشور برای جلوگیری از تشدید بحران به واشنگتن سفر میکند، بهنوعی در مسیر خواستههای ایران برای جلوگیری از جنگ حرکت کرده است. از این زاویه میتوان گفت عمان تا حدودی به مواضع ایران نزدیک بوده، اما همواره کوشیده بیطرفی خود را حفظ و اثبات کند.
عمان منفعل نیست؛ در انتظار فرصت مناسب برای ورود دوباره است
*** در حال حاضر نقش عمان در میانجیگری میان ایران و آمریکا را منفعلانه ارزیابی میکنید یا اینکه این کشور به این جمعبندی رسیده که فعلاً امکان اثرگذاری وجود ندارد؟
من این وضعیت را منفعلانه نمیدانم. برداشت من این است که عمانیها مترصد شرایط هستند تا هر زمان که لازم باشد، دوباره نقشآفرینی کنند و به روند کاهش تنش کمک برسانند. در واقع، آنها در حال حاضر بیشتر در موقعیت نظارهگری قرار دارند تا ببینند تحولات به چه سمتی پیش میرود.
عمان انگیزه ویژهای برای کنار کشیدن نداشته است و اساساً منفعت مستقیمی نیز از کنار رفتن از این پرونده به دست نمیآورد. اما زمانی که مشاهده کرد آمریکا در حال استفاده از ظرفیت کشورهایی مانند پاکستان برای پیشبرد برخی ابتکارات است، طبیعی بود که تا حدی از مرکز تحولات فاصله بگیرد.
با این وجود، اگر فرصتی برای کمک و ایفای نقش مؤثر فراهم شود، عمان همچنان آمادگی ورود به روند میانجیگری را خواهد داشت. قطر نیز تا حدی چنین وضعیتی دارد؛ یعنی اگر امکان اثرگذاری وجود داشته باشد، وارد عمل میشود و اگر چنین ظرفیتی فراهم نباشد، چندان اصراری بر حضور فعال نشان نمیدهد. بنابراین، به نظر میرسد عمان نه از پرونده کنار گذاشته شده و نه از آن کنارهگیری کرده است؛ بلکه فعلاً در انتظار فراهم شدن شرایط مناسب برای ایفای نقش مجدد قرار دارد.
۲۱۹/۴۲
